اگر یك شركت تمایل دارد كه از طریق نام تجاری خود ارتباط عمیق و معناداری با مشتریان خود پیدا كند، ناگزیر است در جستوجوی نقاط مشترك، تمایلات و علایق واحد با آنها باشد. نام تجاری باید قادر باشد قلب و روح مخاطب خود را تسخیر كند. در دنیای امروز كه بازارهای آن مملو از محصولاتی است كه از لحاظ فیزیكی تفاوت چندانی با یكدیگر ندارند، خَلق شخصیت مناسب برای یك نام تجاری، میتواند تمایز چشمگیری را ایجاد كند.
از نظر مصرف کننده هویت برند معرف پایه و اساس یک برنامه برندسازی مطلوب است. مدیریت کارا و مناسب برند علاوه بر این که شخصیت برند را دربر می گیرد، در رسیدن به اهدافی مانند مشتری مداری، وفاداری و سوددهی نیز بسیار مؤثـر است. کارایی تبلیغات نیز می تواند با ارزیابی برند و ارزش های تبلیغاتی آن مورد بررسی قرار گیرد. مدیریت مؤثر همچنین برای جلب رضایت مشتری در شرایط رقابتی بازار در دراز مدت می تواند تعیین کننده باشد. هـــدف از این مقـاله، تجزیه و تحلیل استراتژی های مؤثر و کارا در ساخت برند است. این نوشتار همچنین ادبیات برندسازی را بررسی می کند و بحث ها و گفت وگوهای مربوط به "رابطه برند و رفتارشناختی مشتری” را بسط و توسعه می دهد. این بحث به طورعمده بر سهم برند، شخصیت برند، تأثیر رسانه ها بر برند و دانش برند متمرکز است.
استراتژي چيست؟
براي استراتژي تعاريف متعددي ارائه شده است. هريك از اين تعاريف از منظر خاص خود اين رويكرد را تبيين كردهاند. از نظر كاركردي استراتژي رويكردي است كه براي مشتري ارزش و براي سازمان مزيت رقابتي ميآفريند. خلق مزيت رقابتي براي سازمان كاركرد اصلي استراتژي است و اثر بخشي استراتژي به ميزان مزيت رقابتي ايجاد شده و پايداري آن در طول زماني بستگي دارد.